تبليغاتX
رنگ زندگی

سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387

 

کنکوریها بخونن

سال گذشته من یک کنکوری بودم با تمام رنج ها وبدبختی هایش. اما حالا که همه چیز تمام شده دلم می خواهد همه بدانند که چه روزهای تیره و تاری بر من گذشت. دورانی که 365 روز بلکه بیشتر به طول انجامید. حرف دل من حرف دل تمام کنکوری هاییست که هوش سرشاری ندارند ولی بی خیال و متنفر از درس خواندن هم نیستند. به علم و دانش از کودکی عشق ورزیده اند و رویاهای جاه طلبانه هر شب خواب را از چشمانشان ربوده است. من را نماینده کنکوری هایی بدانید که آینده را بزرگ و درخشان و خود را غوطه ور در علم و دانش می دیده اند.

من هم تابستان گذشته مثل بقیه کنکوری ها با ارده آهنین و استوار گام در مسیری پرتلاطم گذاردم. در آن زمان علاقه قبلی ام به علم نجوم کم کم رنگ باخته بود و آرزوی تحصیل در رشته مهندسی شیمی در حال شکل گرفتنن بود. شب زنده داری هایم از اوایل مهر بود که شروع شد. البته تمام نیم روز فراغت از مدرسه را به مطالعه نمی گذراندم بلکه به خاطر حماقت و بی تجربگی خودم ناچار بودم تا ساعت 8 یا 9 شب سرکلاس درسی بنشینم که بازار گرمی صاحبان سرمایه آن مرا هم خام خود کرده بود. به تدریج که می گذشت خودم هم می فهمیدم که این کلاس ها چیزی جز سیاه کردن ورق ها نیست و نصیحت های کم و بیش نزدیکان از خاطرم می گذشت که مرا از دل بستن بیش از حد به این کلاس ها منع می کردند. من هم کلاس کسانی شده بودم که هیچ یک گام محکمی در مسیر کنکور برنداشته بودند. ترم اول پیش دانشگاهی را با معدل 33/19 سپری کردم اما در کنکورهای آزمایشی نسبت به رقبا ضعیف بودم. زجرآورترین لحظه زندگی ام دیدن چهره خندان نخبه هایی بود که انگار تا به حال هیچ غم و غصه ای را تجربه نکرده اند و دیگران هم تا میتوانستند تحسین شان می کردند. اوضاع روحی و اضطراب و عصبانیت های آن روزهای من وصف شدنی نیست.آن روزها وقت برای درس خواندن آن قدر محدود شده بود که باید کاری میکردم. پس ناچار از ترم دوم به بعد کلاس های اضافه ام را به دیفرانسیل و فیزیک محدود کردم که خود نصیحت ها و گله مندی های والدین را به دنبال داشت. با پرس و جو از دانش آموزان نخبه لیست کتاب های ارزشمندی را تهیه کرده و با خرید آنها هزینه دیگری را هم متحمل شدم. بعضی از کتاب های واقعا غنی اگر هم کمک حال رتبه و ترازم در آزمون های آزمایشی نبود توانست دوباره تا حد زیادی لذت و شیرینی فهم مطالب را به من بچشاند. به عید نوروز نزدیک می شدیم و رتبه من هم چنان نه پیشرفتی داشت و نه پس رفتی. تقریبا برایم قطعی بود که امسال از قبول شدن در کنکور خبری نیست اصلا خیلی زودتر از اینها برایم قطعی شده بود. از همان جا بود که کم کم آرزو می کردم امسال هر چه زودتر سپری شود تا سال بعد با تجربه ای بیشتر برای کنکور آماده شوم. بی خبر از آنکه سال بعد هرگز چنین انگیزه ای وجود نخواهد داشت. تعطیلات عید نوروز هم چیزی نصیب من نکرد و انرژی تحلیل رفته من یارای مقاومت در برابر انواع خوش گذرانی های عید نوروز را نداشت. البته باز هم به نسبت دیگران خیلی خوب خواندم. فقط من فکر می کردم که در تعطیلات معجزه می شود و مثلا رتبه  یازده هزار من به زیر هزار می رسد که خوب این طور نشد ! بعد از عید دوران یاس و ناامیدی شروع شد و حرف های دیگران مبنی براینکه عید آخرین فرصت بود و دیگر همه چیز تمام شده تضعیف کننده خوبی برای روحیه ام. دیگر سه ماه باقیمانده را به اندازه یک هفته هم نمی دیدم. کار به جایی کشیده بود که چند هفته مانده به کنکور نزدیک بود به کل درس خواندن را رها کنم. بی خوابی کشیدن ها و در اتوبوس درس خواندن ها و در رفتن از کلاس دینی برای زدن تست دیفرانسیل جایشان را به تنبلی و بی خیالی داده بودند. روحیه از دست رفته ام هرگز دوباره جبران نشد. اما به یاد دارم در آن دوران هم عذاب وجدان هرگز اجازه نداد تا قبل از کنکور کتاب های دینی و ادبیات را چند بار دوره نکنم. تست های زیادی از دروس پایه نزنم و جمع بندی نسبتا خوبی از درسهای پیش دانشگاهی و پایه نداشته باشم. در دوران عید پیشرفت خوبی هم در دروس عمومی کرده بودم. یک پوئن بسیار مثبتی که داشتم این بود که کوچکترین استرسی نسبت به کنکور نداشتم. اصلا انگار نه انگار. فقط به آزادی بعد از کنکور فکر میکردم و بس. بالاخره جلسه کنکور فرا رسید و من حضور نسبتا خوبی داشتم و توانستم تا حد قابل قبولی از سوالات را جواب دهم. البته وقت کم آوردم ولی در مجموع خوب بود و بعد از آن همه چیز تمام شد.

حالا که سه چهار ماه از اون روزهای پرالتهاب می گذره زندگی آرامی رو  می گذرونم. من حالا دانشجوی ریاضی محض دانشگاه شاهد هستم. گاهی فکر میکنم خدا نتیجه اون همه زحمت رو خیلی قشنگ داد. دانشگاه ما در منطقه خوش آب وهوایی. می گن اینجا زیر نظر پلی تکنیکه و استادامون همون استادای پلی تکنیکن. خدا من رو سربلند کرد که بتونم سرم رو بالا بگیرم و بگم من زحمت زیادی کشیدم و حالا دارم در دوره روزانه یکی از دانشگاه های تهران درس میخونم چیزی که آرزوی خیلی هاس و در خانواده خودم بی سابقه بوده. کنکوری عزیزی که این مطلب رو خوندی از تجربه من نوعی درس بگیر و مطمئن باش که هر قدر امسال عذاب بکشی و خسته و ناراحت بشی بالاخره امسال تموم میشه و خدا جواب زحماتت رو با آرامشی میده که هرگز تجربش نکردی طوری که وقتی رنج های امسال به یادت میاد لبخند رضایتی روی لبهات بنشینه و به غیرت خودت و تلاشی که برای رسیدن به هدفت کردی افتخار کنی. فقط شاید خدا برات هدفی در نظر داره که الان تو اون رو نمیدونی. شاید چیزی که تو الان تو ذهنت داری هیچ وقت حقیقت پیدا نکنه ولی راهی در زندگیت باز میشه که بتونی بهش افتخار کنی و قلبت راضی بشه.

نوشته شده توسط آرتمیس در 15:5 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم شهریور 1387

  

 

 

  View Full Size Image

لایحه حمایت از خانواده سبب تزلزل در خانواده است

   

 در عین وجود حقوق و امتیازات نامشروع بسیاری که در قانون اساسی جمهوری اسلامی به مردان نسبت داده شده هم اکنون لایحه حمایت از خانواده یا بهتر بگوییم لایحه تزلزل در خانواده مانعی دیگر در مسیر پرتلاطم زندگی زنان ایران زمین  به مجلس می رود تا بخت سیاه ما زنان را تیره تر کند از این پس باید علاوه بر ارثیه دو برابر دیه دو برابر حق طلاق  و تسلیم کردن فرزندان خود بعد از طلاق به مردان باید بدون هیچ حقی تنها نظاره گر تجدید فراش همسران خویش باشیم طبق ماده 23 لایحه تزلزل در خانواده هر مرد ایرانی می تواند با برقراری عدالت و در صورت تمکن مالی بدون حتی کسب اجازه همسر قبلی خود همسری دیگر برگزیند عدالتی که معلوم نیست چه کسی و چگونه قرار است ثبات آن را در زندگی زن تیره بختی که دیگری به او برتری داده شده پیدا کند صدالبته که عواقب این لایحه تنها متوجه زنان نخواهد بود بلکه هدایتگر جامعه است به سوی زندگی همچون اعراب عقب مانده که سالهای درازی است چند همسری مسئله ای رایج در بین آنان بوده بله این لایحه رهنمون جامعه ایرانی به سوی منجلابی است که نه تنها اجداد ما آن را نپسندیده اند که در تمامی دنیا طریقی زشت و ناپسند برای گذران زندگی است

در ماده ۲۵ این لایحه هم سخن از پرداخت مالیات برای مهریه ای که هنوز به کسی تعلق نگرفته آمده مهریه ای که تنها بهانه در برابر تمامی امتیازات حقوقی مردان است و تصویب آن گامی دیگر در بدبخت کردن ما خواهد بود. 

اما ما زنان ایرانی هرگز نبایداجازه لگدمال عواطف خود و پذیرش چنین ننگی را به احدی داده و  و تمام تلاش خود را در جهت جلوگیری از تصویب این لایحه ننگ آور به انجام رسانیم. 

                                                                                                                 

                                                                                                                                                                                                                  

 

نوشته شده توسط آرتمیس در 11:17 |  لینک ثابت   •